85/01/15
کبوتر
سلام بر شما خوانندگان و همراهان گرامی.بحث پرورش بلدرچین با همه خوبی ها و بدی هایش به پایان رسید.اینجا جا داره که از کسانی که نظر داده بودند و ما را مورد لطف و مرحمت خودشون قرار داده بودند ممنونم.مبحث بلدرچین بحث نو و تازه ای بود و شاید به جرئت بتونم بگم که این وبلاگ از انگشت شمار ترین و شاید اولین وبلاگی بود که این طور گسترده روی آن بحث کرده بود.من در سرچ ها و جستوجو هایی که کردم نتونستم سایت یا وبلاگی راجع به پرورش بلدرچین پیدا کنم.
اما به هر حال ممنونم از شما وخوانندگان گرامی که تقدیر ها و یا حتی انتقاد های شما باعث می شه که خستگی زحماتی که ما برای پیدا کردن مطالب از منابع مختلف می کشیم از تنمون در ره.
حالا می خوام در مورد پرورش یک حیوان خانگی که همتون میشناسید و من هم خیلی به اون علاقه دارم و سالهای سال با اون زندگی کردم ، حتی همین حالا هم دارم و مشتری همیشگیشم براتون حرف بزنم.اما اسم این حیوون ممکنه برای بعضی ها ناخوشایند باشه.پرنده ای که ممکنه همین حالا هزاران نفر تو این مملکت اونا داشته باشند و هیچ جای جهان مثل اینجا با اون آشنایی ندارند.
آره میخوام در مورد پرورش کبوتر باهاتون حرف بزنم که اگه هزاران صفحه براش بنویسم بازم کمه.
کفتر:کفتر:کفتر:کفتر:کفتر:کفتر:
اول میخوام راجع به این حیوون رفع ابهام بکنم .
اولاً: کفتر بازی اسمی است که بین مردم بسیار بد در رفته و بدی این اسم اینقدر هم نیست یا اصلاً بدی ندارد.شاید این اسم برای این ورزش زیاد مناسب نباشد.
کفترباز با کفترهایش زندگی میکند نه بازی.شاید این اسم بدین خاطر بین مردم بد در رفته که در قدیم و شاید هم همین حالاخیلی ها به جای عشق بازی با کفتر آن را بهانه و وسیله ای برای کارهای شوم خود میدانستند و یا میدانند.مثلاًبه بهانه ی کفتر بالای پشت بام میرفتند و از آنجا ناموس مردم را می چریدند که شاید این کار زشت خود مهمترین علت بددرفتن اسم کفتر بازاست.و یا بعضی از افراد معتاد بالای پشت بام مواد مصرف می کردندکه بسیار متاسفم از اینکه این حرفها را زدم یا شاید دیگه به زن و بچه ی خودشون نمیرسیدند که معمولا این جور افراد نمیدونند هر چیزی جای خودشو داره.و باید بگم که همه هم این طور نیستند. ولی دیگه فکر نمی کنم با این خونه های آپارتمانی و دین و ایمان ضعیف مردم و گرفتاریهای زیاد این حرفها دیگه معنی داشته باشه.همین حالا فقط خود من دکتر و مهندسی رو میشناسم که با اینکه سنشون حدود سن پدر من و یکی دیگشون سن پدر بزرگ منو دارند هنوز عشقبازند.همین الآن بیشترین کبوتر بازای حرفه ای و تیره ای رو پیر مردایی با مرام پهلوونی هستند که اخلاقشون تا نداره
اگه مردم حال و هوای عشق بازی با کفتر را می فهمیدند فضله هایش را هم میبوسیدند و روی چشمشان میگذاشتند.
ثانیاً: وفایی که کفتر به خونش و صاحبش که اونا این همه اذیت کرده داره هیچ حییوونی تو این دنیا نداره حتی سگ.
ثالثاً: پراندن کفتر حال و هرای خاصی داره.وقتی تو کفترت را میرونی پرنده تو با آزادی تمام میپره تو آسمون خدا و بعد به خونه ی صاحب بی رحمش بازمیگرده و اگه اونا داشته باشی تا آخر عمرش تو اون خونه می مونه تا بمیره.عجب معرفتی دارند.
رابعاً:مسابقه که دیگه حرفشو نزن

